اعتماد به نفس

Rate this post

اعتماد به نفس

 

مهارت های جرأت ورزی و اعتماد به نفس از دیدگاه روان شناختی

 

 اعتماد به نفس داشتن بسیار خوب است امّا چنانچه ندانیم


اعتماد به نفس چیست نخواهیم توانست به آن دست پیدا کنیم !

 

 

در واقع اعتماد به نفس پیام درونیِ من می‌توانم است که با قدرت و عظمتِ وجودیِ


انسان در می آمیزد و از او یک فرد توانمند و شجاع می سازد !

 

دست پیدا کردن به اعتماد به نفس بدونِ شکل گیریِ یک شخصیت سالم،

 

ارزشمند و شایسته امکان پذیر نخواهد بود!

 

بدین جهت با دیدنِ هر فردی که نمایشی از اعتماد به نفس را به اجرا می‌گذارد


نمی‌توانیم باور کنیم که واقعاً فردی توانمند و با هویت در مقابل ما قرار گرفته است !

 

 

پایه و بنیانِ شکل گیری عزّت نفس نیز پذیرش خویشتن می باشد !

 

هیچ راهِ دیگری برای شکل‌گیری احساسِ ارزشمندی و عزّت نفس وجود نداشته و نخواهد داشت مگر اینکه بتوانیم خودمان را همان گونه که هستیم بپذیریم.

این پذیرش به معنای جستجوی یک انسانِ بی عیب و نقص و خواستنی نیست !

زیرا دستیابی به یک شخصیت کاملاً بی نقص غیر ممکن می باشد !

بنـابرایـن رسیدن به چیزی که غیر ممکن است، در واقع شکستِ نـفس و از دسـت دادنِ باقی مانده ای از عزت نفس می باشد !

آگاهی نسبت به این موضوع که پذیرش خویشتن به علّت عیب و نقص های فیزیکی، روان شناختی و غیره بسیار سخت می باشد، ما را به سمت و سوی عدم پذیرش و جنگ با خویشتن سوق خواهد داد !

البته این جهت‌گیـری نـصیـب افـرادی می‌شود که از شجاعت و شهامت کافی برخوردار نمی باشند!

 در نتیجه لازمهء پذیرش خویشتنی نـاکامل، دارای عیـب و نـقص ذاتـی و اکتسابی، و با پیشینه ای پر از شکست و ناکامی ، شهامت روبه‌رو شدن و شجاعت پذیرش می باشد.

 آری روبه رو شدن با چنین خویشتنی شهامت می خواهد. و شجاع ترین انسان کسی است که این را بپذیرد که کامل نیست و نباید باشد !

چنانچه انسان کامل باشد دیگر نیازی به رشد، آموزش،  پرورش، اساتید، و پیامبران نخواهد داشت!

شجاعتِ پذیرش خویشتن یعنی جرأت روبه رو شدن با خودِ وجودی !

این اولین قدم برای شکل‌دهی جرأت مندی و اعتماد به نفس می باشد !

چنانچه اولین قدم برداشته شود آرامشی عمیق وجودِ انسان را فرا می گیرد.

گویی  تمام جنگ ها و نزاع های درونی خاتمه یافته و تحقیر و سرزنشِ وجودی به اتمام می رسد. به قول روان شناس بـه نـام و بـزرگ ادلـر، بزرگتـرین تحقیر، سرزنش خویشتن می باشد!

 آنچه برخلافِ سرزنش و تحقیر در وجودِ فردی که خودش را پذیرفته است رخ می‌دهد، عزت و احساسِ ارزشمندی است.

فردی که خود را ارزشمند بداند، بسیاری از کارهای گذشته را انجام نخواهد داد و به حوزهء فعالیت های دارای ارزش و اهمیت اضافه خواهد کرد.

چنانچه یک یا دو هدفِ دارای ارزش را به انجام برساند عزّت مندی را با تشویقِ درونی تجربه کرده و درجهء بالاتری از شایستگی را در خود نهادینه می سازد.

 قدم بعدی انتخابِ مسئولیت پذیرانه و متعهدانهء اهداف در جهتِ رشد است !

فردی که رفیقِ شفیقِ خویشتن باشد و خودش را پذیرفته باشد، به دنبال رفعِ نقص ها و التیامِ زخم های گذشته تـلاش خواهد کـرد و بـه دنبالِ مرهمی برای شفاف و هدفی برای ارتقا می باشد !

 و این اهداف همه در حوزهء ارزش ها معنا می‌یابند.

قدم به قدم با ارزشهای زندگی کردن – اهداف را رقم زدن و رسیدن – پیام درونی من توانمِ واقعی و غیر کاذب را شکل می‌دهد و انسانی با قابلیت و اعتماد به نفس پدیدار می گردد.

انسان هرچه قدر مهارت های تئوریک دربارهء جرأت مندی و ایجاد اعتماد به نفس بخواند و بداند تا زیربنای ریشهِ هویت و شخصیتِ دارای ارزش و عزت را در نیابد نمی تواند به آن مهم دست یابد.

امروزه کتاب ها و کلاس ها، سمینارها  و کارگاه های انگیـزشی افـراد را جمع کرده و به آن ها متدهای افزایش اعتماد به نفس را آموزش می دهند.

برای مثال ساختن این مسیر را از تحمل اضطرابِ در جمع قرار گرفتن و سخنرانی کردن آغاز کرده و به افراد القا می کنند که اعتماد به نفس پیدا می کند !

ممکن است به علّت تمرین های زیاد فرد به ظاهر با اعتماد به نفس به نظر برسد امّا زیر بنای این اعتماد به نفس عزت نفس و احساسِ ارزشمندی نیست !

درست مثل بازی کردن یک نقش در یک سناریو !

 

نویسنده :لیلی نعیمی روانشناس بالینی 

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *