هوش اخلاقی

2.4 (48.57%) 7 votes

هوش اخلاقی:

 

هوش اخلاقی و اهمیت آن جهت رسیدن به کمال و خود شکوفایی
انکار ناپذیر می باشد.

همان طور که در مقالات گذشته ابعاد هوش اخلاقی را برشماردیم:

 

( درستکاری ،  مسئولیت پذیری،  شفقت ورزی ،  بخشش )

 

می دانیم که هوش اخلاقی از 4  بُعد مهم تشکیل شده است.

خوشبختانه انواع هوش ها از جمله هوش اخلاقی با آموزش و تمرین و کسب آگاهی
افزایش پیدا می کند. چنانچه فردی از هوشِ اخلاقیِ متوسط یا پایین برخوردار باشد ،
قطعاً در زندگی دچارِ نامیزانی هایی خواهد شد.

هوش اخلاقی ، سرچشمهء ایجادِ احساسِ ارزشمندی و شایستگی اخلاقی می باشد.

برای افزایش دادنِ این هوش لازم است افـراد مدّتی شیوه های قدیمیِ رفتار خویش را با شیوه های رفتاریِ مسئولیت پذیرانه، درستکارانه، به همراه بخشندگی و شفقت ورزی تعویض نمایند.

به میان آوردن سخن دربارهء تغییر شیوهء زندگی از حالت عادی به حالت اخلاقی و معنوی به ظاهر و در کلام آسان می نماید. و افراد تصور می کنند این ساده ترین کاری است که می توانند به راحتی انجام دهند. امّا چنانچه وارد آزمایش گاه روان شناختیِ تحت نظر روان درمانگری می شوند ، مشکلات و سختی ها نمود پیدا می کنند.

چنانچه افراد معنی و روش استـفاده از هریـک از ابزارهای رفتار اخلاقی را بیاموزند ، با چالش های جدیدی رو به رو می شوند!

مسئولیت پذیری به معنای واقعی کلمه و با گستردگی که برای افزایش هوش اخلاقی در نظر گرفته می شود برای افرادی که مسئولیت پذیری را تنها در یک حیطه یا حوزه از زندگی معنا می کردند مشکل می نماید.

ابتدا باید هر 4 بخش هوش اخلاقی از منظر فرد ، دیگران و کل جامعه مورد بررسی قرار گرفته و اهمّیت آن برای فرد کاملاً توضیح داده شود.

بدین صورت که یک فردِ دارای شایستگی اخلاقی که بالطبع از هوش اخلاقیِ خوبی نیز برخوردار می باشد به همان اندازه که در قبال خویش مسئولیت دارد در برابر افراد دیگر نیز مسئولیت خواهد داشت و همین طور در قبال کل جامعه و جهان هستی.

حق و مسئولیت در مقولهء به هم وابسته می باشند.

افراد باید دریابند هر کجا در زندگی احساس می کنند حقی دارا می باشند باید بدانند که در قبال آن حق مسئولیتی نیز بر گردن دارند.

گاهی احساس مسئولیت در قبالِ خویشتن سخت تـر از مسئولیـت پذیری در قبال دیگران می باشد. همین طور گاهی انسان دچار توهماتی از قبیلِ عدالت جهانی و عدالتِ الهی می شود که نمی تواند هضم نماید. در زندگی در قبال هر آنچه که ممکن است حتی روزی بر علیه او نیز قد علم کند باید مسئولیت پذیر و مسئولانه عمل کند !

این آموزش ها و تغییر نگرش نسبت به فرد ، دیگران و جهان مستلزمِ دیگر باورهای مرکزی افراد دربارهء خود ، دیگران و جهان هستی می باشد !

گاهی باورهایی چنان محکم در ذهنِ افراد نقش بسته اند که تغییر دادن آنها یا بی ارزش ساختنِ آن ها هم به زمان زیادی احتیاج دارد و هم به احتیاط و هم صبر و حوصله درمانگر نسبت به درمانجو .

مقولهء مهم دیـگر هوش اخـلاقی شفقت ورزی نـسبت به خـود ، دیـگران و جـهان هستی می باشد. شفقت ورزی نسبت به خود گاهی برای افراد مبهم و ناآشنا به نظر می رسد.

بیشتر مشاهده می کنیم افرادی که دچارِ مشکلات روحی و روانی هستند ، از شفقت ورزی نسبت به خود و امکانِ وجود آن بی خبر و بی اطلاع و غافل می باشند.

در ابتدا باید شفقت ورزی را برای آن ها کاملاً تعریف کرده و آن ها را نسبت به طرز تفکّر جدیدشان هشیار نمائیم.

بدین صورت که به آن ها بگوییم شفقت ورزی بـا دلسوزی و ترحّم متفاوت می باشد.

شفقت ورزی یعنی برای خود ارزش قائل بودن و رها شدن از سرزنش گری خود و

تحقیرِ خود. پذیرشِ بی قید و شرطِ خویشتن با همهء عیب و نقص ها و ناکامی ها و

شکست ها.

تعریف درست و تفهیم این مهم می تواند دریچه ای به نور در روح و جانِ افراد ایجاد نماید. و آن ها را که سال ها با دیدگاهی سخت گیرانه و تنبیه گر به خویش می نگریستند به مسیر جدیدی رهنمون سازد. مسیری سبز که در آن به جای تعصب و تهدید و تأسف ، عشق و مهر و شفقت جاری می باشد.

هنگامی که افراد را با مقولهء شفقت آشنا می سازیم ، بسیاری از باورهای ایستا و سرسختانه تعدیل می شوند و همین امر باعث می شود تا آنها نسبت به دیگران نیز لطف و احترامِ بیشتری ابراز دارند.

وقتی فردی مسئولیت پذیری در قبال خویشتن ، دیگران و هستی را باور کرده و پذیرفته باشد اینک می تواند مشفقانه به خود ، دیگران و جهان هستی بنگرد. و به هر سه حیطه احترام بورزد.

و چنین فردی مسئولیت پذیر ، مشفق و محترم به راحتی می تواند میزانِ دقیقی برای به انجام رساندنِ تمامِ کارهای کوچک تا بزرگ خود داشته باشد.

اهداف خود را با مسئولیت پذیری در قبال پیامد های آن انتخاب کند و شفقت و احترام به نفس را در تمامِ انتخاب هایش در نظر آورد و لحاظ کند.

هر زمانی که فرد بتواند تمامِ بخش های اخلاق را در انجام یک امر در نظر بگیرد در آن امر با شایستگی به انجام خواهد رسید و می توان ادعا کرد که فرد دارای شایستگی اخلاقی بوده و در نتیجه از هوش اخلاقی مناسبی برخوردار می باشد.

ممکن است پرورش یک فرد برای رسیدن به منظورِ اصلیِ اخلاقی بودن و رسیدن به ارزشمندیِ اخلاقی چندین ماه زمان برد.

امّا این کار انجام شدنی است و هر چقدر نیز باورهای خطای فرد کمتر باشد و تعصبات اخلاقی او نیز کمتر ، می توان زودتر به نتیجه دلخواه و افرایش هوش اخلاقی دست یافت.

نویسنده :لیلی نعیمی روانشناس بالینی

مقاله ی مرتبط :هوش اخلاقی از منظر امام علی ع

مقاله مرتبط:تربیت منابع انسانی از طریق هوش اخلاقی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *