پیشرفت

Rate this post

پیشرفت

 

پیشرفت همان طور که از نامش پیداست، به پیش رفتن معنی می شود.

 

به پیش رفتن، نیز خود معانی زیادی دارد:

 

یعنی از گذشته فاصله گرفتن

یعنی از اینجا فاصله گرفتن

یعنی نزدیک شدن به اینده

یعنی آغاز یک سفر…

حال برای آغاز هر سفری مقصدی مشخص باید!

 

سفر به مقصد نا معلوم ، از مسیرِ نامعلوم، بدون چراغ و روشنایی برای


توانایی تشخیصِ موانع و خطر ها،نمی تواند، پیشرفتِ عاقلانه ای رارقم بزند.


پیشرفت گاهی نزدیک شدن،به سوی پرتگاه نیز معنا می شود!


به هر پیشرفتی نمی توان تن داد!انسان باید ابتدا به سوی خویش قدم بردارد…


دور ماندن از خویش، و هم سن و سالِواقعی خود نبودن، اولین مانعِ پیشرفتِ آگاهانه

 

است.

 

ابتدا قدم برداریم و از دور دست ها برسیم به حال!چندساله ایم؟


آیا رفتارهایمان هم قدو اندازه سنِ واقعیمان می باشد؟

 

فاصله سن عقلی با سن تقویمی ما چقدراست؟


چقدر زمان می برد، خودمان را فقط به امروز و این لحظه از زندگی نزدیک کنیم؟!

 

باورهای ما، اندیشه های ما، احساسات ماو رفتارهای ما چقدر نیاز به رشد دارند؟

 

چقدر طول می کشد تا من بتوانم مطمئنباشم، در شرایطی که هیجان ها بر من


مستولی می شوند، قادرم تصمیماتمنطقی و عقلانی بگیرم؟نحوه برخورد من با

 

موقعیت ها وشرایط، از دیدگاه یک بزرگسال سالم و رشد یافته، چقدر قابل پذیرش

 

است؟من به خودم چه نمره ی سنی ای می دهم؟


اگر لجبازی ها، ترس ها، پذیرش جوییها، هیجان طلبی هایم کودکانه هستند،

 

چگونه می توانم آن ها را به سوی سنِ حقیقی ام پیش ببرم؟

 

و به راستی، چقدر طول می کشد تا من بتوانم تولد روانشناختیِ هم سطح

با سن تقویمی ام را جشن بگیرم؟ و آن روز تولد واقعی من خواهد بود،

و تازه می توان مطمئن بود که می توان فانوسی به دست این بزرگسال داد تا

قدم به قدم جلوی پایش را ببیند، .و پیش برود، و مطمئن بود که با این

فانوس جایی را به آتش نخواهد کشید!و بعد که از قدرت قدم هایش مطمئن شد،


می تواند، ادعا کند، می خواهد با وسعتِبیشتری جلوی پای خودش را مشاهده


کند، و بعد تصمیم بگیرد از اینجا بهکدامین چشم اندازِ پیش رویش سفر نماید!

 

سفری از خویش به پیش!بزرگسالِ رشد یافته، خوب مشاهده می کند، ابزارهای رسیدن

 

را بررسیمی کند،مسیر کم خطر و آگاهانه تر رابه کمک تجربه بزرگانِ از مسیر عبور

 

کرده، جویا می شود و با در نظر گرفتنِتمام موانع و فرصت ها،راهی سفر می شود!

 

با روحی رشد یافته و هم پا با خودِ پیش رونده ی دانا!


نه روح و ذهنی، کم طاقت و ترسو و کمسن و سال!


او در هر مسیری با کتاب، استاد، مربی، و درس هایی از هستی، همنشین و همراه

می شود؛ و تشنه به دنبال کسب تجربهو موقعیتی برای مشورت، می باشد،

و آهسته آهسته تجربیاتی کسبمی نماید که گویی پیری در درون او زنده می شود!

پیری که از درون به او جرات رفتن می دهد و مسیر را برایش روشن کرده

و به تصویر می کشد!عصای پیر دانای درون هر مانعی را با

جرات کنار می زند و تاریکیِ واهیِ ترس های مسیررا با مشعلِ معرفت،


روشن می سازد و چنان اورا به سمتِ رسالتی دلنواز و پرمعنا رهنمون می سازد


که گذشتن از پله های اهداف را بسیار آسان و دستیافتنی خواهد دید!

 

زیرا او دیگر قادر است در انتهای تمامِ هدف ها معنای دلنوازی را مشاهده نماید،

که گذشتن از هر هدفی را آسان می نماید!

او پیش می رود تا به رسالتِ خویش دست یابد، نه به اهداف!



رفتن را از پیش به خویش، از اهداف تا معنا باید پیمود!

 

لیلی نعیمی
@leilynaeemi
#روانشناس_بالینی
💎 @leilynaeemi 💎

https://t.me/joinchat/AAAAAEMLuleLe73qu6t3oA

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *